
که حاضری بمیری بدون اینکه انجامش داده باشی ...
- پابلو پیکاسو

چه خبرا؟
دیروز یه نقاشی چهره کشیدم

سلام من اومدم با یه نقاشی جدید

تازگیا عاشق بنفش شدم نمی دونم چرا
راستی توی اون وبلاگم تولد گرفتم همه دعوتین


سلام چند تا کار با رنگ انگشتی گذاشتم نظر یادتون نره ها




راحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت شدم
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا
اينم يه نقاشي خوشمل برگرفته ازDream High
این نقاشیو با خودکار کشیدم
نظر يادتون نره ها

امروز با آبجيمون زديم بيرون كه يخورده كلم هوا بخوره كه چقد هم هوا خورد ...............
جونم براتون بگه رفتيم خريد اول كه كلي گشتم دنبال جا پارك خلاصه يكي پيدا كردم يه دوبله پارك كردم مثله دسته گل اومديم پايين كه ديدم زير تابلو پارك ممنوع پاركيدم خلاصه با هزار زور و زحمت يه جا ديگه پيدا كردم بالاخره پياده شديم تا يه خورده كه قدم زديم يه احساسي بهم گفت كه كف كفشم داره باز مي شه بله و خواهرم اين احساسو تاييد كرد ........... گفتيم بابا نخواستيم هوا بخوريم برگرديم خونه پريديم تو ماشين ديدم يه كاغذي سفيد رنگ در زير برف پاك كن ميدرخشد پياده شديم در به در دنبال پارك بان........
چقد خوش گذشت امروز واقعا
تا بعد امتحانا باي باي.
امروز اصلا روز خوبي نبود امتحانمو گند زدم رفت بعد رفتم جلوي يكي از بردها بغضم تركيد زار زار
گريه كردم
بعد سمانه رفت برام دستمال آورد . خدا رو شكر هيشكي منو نديد.
بعد از كلاسا منو مونا و ناهيد تو راه خونه بوديم كه ديديم محبوبه پياده داره مي ره رفتم جلوش مارو نديد افتاديم دنبالش بوق بوق بوق بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق بازم نفهميد ماييم بعد از يه كيلومتر كه دنبالش راه افتاديم توسط يه خانوم مغازه دار كه جلو در مغازش داشت مگس مي پروند فهميد كه بابا ماييم و خداي نكرده مفسدين جامعه دنبالش نكردن واي من يكي كه از خنده تركيدم خلاصه ماشينم البته ماشين بابا
جون امروز از خند ه منفجر شد رفت
خلاصه من كه نمي دونم اون گريه چي بود و اين خنده چي!
اونجا بود كه سمانه مارا كچل كرد كه الا و بلا بايد يه نقاشي برام بكشي ما هم اين شاهكار را خلق كرديم
واقا كه اين هفته دو تا ميانترم دارم هنوزم هيچي نخوندم .
حال كامپيوترم خراب دارم مي رم ويندوزشو عوض كنم تا آپ بعدي باباي.

اينم چند تا طراحي از در دوران طفوليت كشيدم
دوميش رو از روي يه مجسمه كشيدم.







اومدم با دست پر.
اينم يه عالمه نقاشي از دفتر خاطراتم.
نظر يادتون نره ها.
حتما به ادامه مطلب هم سري بزن.







ادامه مطلب

اگه گفتي ياد چي افتادي؟
این توی کتاب عربی راهنمایی بود چه زود یادتون رفت
يه نقاشي با گواش♥
من كه خيلي دوسش دارم .
خوشگله؟

يه نقاشي خوشمل عشقولانه كه تقديم شد به سمانه جونم.


آدرس اون یکی وبلاگم:
